سفارش تبلیغ
صبا ویژن
یارى خدا آن اندازه رسد که به کار دارى . [نهج البلاغه]
 
چهارشنبه 94 خرداد 27 , ساعت 12:51 صبح

بنام خدا و برای خدا

اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور در 26خرداد 94 گفت: «در مقطع فعلی با چالش مهم و بین‌المللی به نام تحریم‌های ظالمانه که علیه ملت و اقتصاد ایران وضع شده است روبرو هستیم. امروز نیز به نقطه تعیین کننده و تصمیم‌گیری نهایی در این زمینه رسیده‌ایم و در مقطعی هستیم که باید تصمیمات جدی گرفته شود.» مگر تاکنون دولت حاج حسن تصمیم جدی نگرفته بوده که اسحاق خان اینگونه می گوید؟ و یا تصمیم محرمانه و خطرناکی برای رضایتمندی کدخدا(آمریکا) دارند که می خواهند مردم را برای شنیدن آن آماده نمایند؟ بعید می دانم که این دولت بتواند توافقنامه ای را به امضاء برساند که موجب امید و نشاط مردم شود زیرا برای جریان لیبرالمنش آمریکائی که با اشرافیت خو گرفته شادی عامه ملت بی معنی است. هه

حال اگر قرار باشد تصمیم جدی گرفته شود و اسحاق جهانگیری هم نقشی در آن داشته باشد، آیا با وابستگی ایشان به حزب کارگزاران سازندگی که مشی لیبرالی و آمریکائی دارد، می شود آن را تصمیم نظام اسلامی دانست؟! البته این سخن بعید است نظر آقای جهانگیری باشد زیرا در 2 فروردین 94 وزرای خارجه اروپا و آمریکا در لندن با حضور مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گرد هم جمع شدند و بیانیه مشترکی درباره مذاکرات هسته ای ایران صادر کردند که در قسمتی از آن بیانیه آمده است: «اکنون وقت آن است که ایران تصمیمات دشوار بگیرد.» البته آقای هاموند وزیر خارجه انگلیس هم مدتی قبل گفته بود: «ایران باید یک نفس عمیق بکشد و تصمیمات سخت بگیرد.»

خیلی ها فکر می کردند، آقای جهانگیری حرفهای جدیدی گفته است، ولی با بررسی اینگونه نظرات به این نتیجه می رسیم که ظاهراً ایشان به نمایندگی از طرفهای مذاکره کننده با ایران سخن می گوید و اهداف آنان را دنبال می کند. البته ما از اعضاء حزب کارگزاران سازندگی که از نوچه های حلقه به گوش آقای رفسنجانی هستند، انتظاری به غیر از وابستگی به تفکرات غربی نداریم زیرا خود پدر خوانده هم این روزها بر اساس منافع آمریکا و غرب و بر خلاف نظر صریح امام و رهبری سخن می گوید، به این سخن آقای رفسنجانی بنگرید که می گوید: «باید دست از شعارهای کم محتوا که جلوی ترقی را می‌گیرد دست بر داریم چطور آقایانی تعامل با دنیا را ذلت حساب می‌کنند، چه ذلتی؟ هر جا علم است باید برویم و ارتباط برقرار کنیم، تمدنی که امام می خواستند ایجاد کنند الآن به یک انحرافی دچار شده که باید با عقل و تعامل آن را درست کنیم. ایران الآن از هیچ مذاکره و تعاملی نباید بترسد ... خشکی و افراطی‌گری هیچ وقت جواب نمی‌دهد خوارج هم الآن نه اعتباری دارند نه ارزشی اسلام هم اینها را نمی‌خواهد.»

حکایت امروز دولت اعتدال و پدر خوانده اش مثل شخصی است که رفته بود درب خانه کدخدا به گدایی! کدخدا به جای اینکه چیزی به گدا بدهد، بهش فحش داد. گدا که از کدخدا می ترسید، گفت؛ حالا چرا فحش میدی؟ و کدخدا گفت؛ می خواستم دست خالی برنگردی!!!

والسلام

 



لیست کل یادداشت های این وبلاگ