سفارش تبلیغ
صبا ویژن
و مردى از او خواست تا ایمان را به وى بشناساند ، فرمود : ] چون فردا شود نزد من بیا ، تا در جمع مردمان تو را پاسخ گویم ، تا اگر گفته مرا فراموش کردى دیگرى آن را به خاطر سپارد که گفتار چون شکار رمنده است یکى را به دست شود و یکى را از دست برود . [ و پاسخ امام را از این پیش آوردیم و آن سخن اوست که ایمان بر چهار شعبه است . ] [نهج البلاغه]
 
جمعه 95 اسفند 13 , ساعت 10:21 عصر

به نام خدا وبرای خدا

تعدادی از نمایندگان مجلس که صلاحیت نمایندگی ملت ایران را ندارند و از طریق لیست امید و با پولهای حرام به مجلس شورایت اسلامی نفوذ کرده و بخوبی می دانند، که بعد از 4 سال برای همیشه از قطار نمایندگی و مسئولیتهای مهم کشور کنار گذاشته می شوند، در یک اقدام هماهنگ با دولت لیبرال، قانونی را تصویب کرده، که هم خود بهره مند شوند و هم  فشار حقوقهای نجومی را از دوش دولت جناب روحانی برداشته و دزدان با چراغ را تبرئه نمایند، لذا حقوق مدیران دولتی را از مبلغ 9 میلیون تومان به مبلغ 24 ملیون تومان در ماه افزایش دادند.

این اقدام نابخردانه از سوی نمایندگان لیست امید، در زمانی اتفاق افتاد، که رکود اقتصادی عمدی از سوی دولت اعتدال، گریبان کشور را گرفته و بیکاری، بیش از 6 میلیون جوان را آزرده خاطر نموده و تحریمها همچنان به قوت خود باقی و مشکالات اقتصادی، معیشت بخش بزرگی از جامعه را مختل کرده و ائتلافهای منطقه ای و جهانی بر علیه ایران اسلامی شکل گرفته است، اما دولت اشرافی اعتدال و نمایندگان فاقد صلاحیت، تلاش خود را برای بهره مندی بیشتر از بیت المال بنا نهاده و به فکر اقتدار کشور و اقشار مختلف مردم نیسند.

داستان ذیل، وصف حال حقوقهای نجومی و افزایش حقوقهای مدیران دولت اعتدال، توسط مجلس دهم است، که به آن اشاره می نمایم، گویندg: ناصرالدین شاه شیری داشت که هر هفته یک گوسفند جیره داشت. یک روز به شاه خبر دادند که چه نشسته‌ای، نگهبان شیر، یک ران گوسفند را می‌دزدد! لذا شاه دستور داد نگهبانی مواظب نگهبان اولی باشد. مدتی گذشت هر دو نگهبان با هم ساخت و پاخت کردند و علاوه بر اینکه هر دو ران گوسفند را می‌دزدیدند، دل و جگرش را هم می‌خوردند.

موضوع دزدی دو نگهبان را به شاه خبردادند و شاه برای جلوگیری از دزدی، یکی از درباری‌ها را فرستاد که مواظب آن دو نگهبان باشد. پس مدتی معلوم شد چون این یکی درباری است دو برابر آنها می‌دزدد!!!

به شاه خبر دادند: "جناب شاه، شیر از گرسنگی دارد می‌میرد." جستجو کردند و دیدند که این سه با هم کنار آمده اند و همه گوسفند را می‌برند و نصیب شیر بیچاره فقط دنبه گوسفند می‌شود، لذا شاه به ناچار هر سه را کنار گذاشت و گفت: اشتباه کردم، یک نگهبان دزد بهتر از سه نگهبان دزد بود.

والسلام



لیست کل یادداشت های این وبلاگ