تصویر ثابت

سفارش تبلیغ
صبا
چــــــــــــــــــــــــــه خـــــــــبــــــــــر؟

به نام خدا و برای خدا

اول سلام و بعد سلام و سپس سلام / با هر نفس ارادت و با هر نفس سلام

وقتی به همدیگر می رسیم بعد از سلام ، می پرسیم؛ چـــــــــــه خــــــــــــــــبر؟ و منتظر می شویم، تا خبر و رویداد جدیدی را بشنویم، اماف ممکن است از خبر مهمی غافل باشیم! خبری که جبهه کفر را بشدت نگران کرده است. اقدامات پر شتاب آمریکا و شکل گیری ائتلاف کشورهای مرتجع عرب و وحدت با اسرائیل و شکست سنگین تروریستهای مورد حمایت آنها در حلب و موصل در یک طرف و شکل گیری جبهه حق در منطقه، از سوریه ، لبنان، عراق، یمن، افغانستان، پاکستان و بحرین در طرف دیگر، گویای خبر مهمی است که بشدت جبهه کفر را عصبانی کرده است.

این روزها حضور قدرتمند مستشاران ایرانی در کنار رزمندگان جبهه مقاومت، سردمداران رژیم صهیونیستی و آمریکا را به وحشت انداخته، گویا، لشکریان حضرت بقیة الله اعظم، منتظر ظهور آخرین حجت خدا بر روی زمینند. و لذا درندگان صهیونیسم در مجلسین آمریکا، به مقابله با جبهه حق و در رأس آن ایران برآمده و هر روز تحریم جدیدی بر علیه نظام اسلامی ایران به تصویب می رسانند. لیبرمن، وزیر جنگ اسرائیل هم به خشم آمده و می گوید: «ما موافق تلاش‌ها برای آرام کردن وضعیت در تمام اراضی سوریه هستیم ... ایران امروز کل سوریه ازف جمله جنوب را به "سرپُل"، علیه اسرائیل تبدیل کرده، ما آماده تسلیم در برابر این موضوع نیستیم.»

«رابرت فورد» آخرین سفیر آمریکا در سوزیه می گوید: «اشتباه کردیم ... هلال ایران در شرق سوریه شکست نخواهد خورد و همانطور که آمریکا مجبور شد از لبنان و عراق خارج شود، مجبور می‌شود از سوریه هم خارج شود.»

همسر شهید سید علی اندرزگو به خاطره ی عجیبی از آن شهید اشاره می کند و می گوید: «چند ماه قبل از شهادتش در خانه نشسته بودیم. سید علی(اندرزگو) یک ذغال گداخته را از روی قلیان برداشت و کف دستش گرفت. من شگفت زده پرسیدم؛ "سید دستت نمی سوزد"؟ سید لبخندی زد و گفت: «این که هیچ، بدن من به آتش جهنم هم حرام است. بعد سید علی گفت: بزودی پهلوی می رود و انقلاب پیروز خواهد شد. دو سال بعد از پیروزی، شخصی رئیس جمهور خواهد شد که نامش «سید علی» است. از آنروز به بعد منتظر ظهور حضرت ولی عصر عج باشید.» بعد گفت: "دینداری در آن دوران مثل نگه داشتن این ذغال گداخته در دست است."

همسر شهید گفت من پرسیدم: سیدعلی! منظورتان این است که خودتان رئیس جمهور می شوید؟ سید پاسخ داد: "خیر، من آنروز نیستم." بعد ذغال را آرام برگرداند و روی قلیان گذاشت... همسر شهید گفت: دست از سیدعلی نکشید.

چه زیبا است که حاج صادق آهنگران با نوای دلنشین آن روزهای دفاع مقدس، یک بار دیگر بخواند:

ای لشکر صاحب زمان آماده باش آماده باش / بهر نبردی بی امان آماده باش آماده باش

...

والسلام


+نوشته شده در یکشنبه 96 تیر 25ساعت ساعت 9:17 صبحتوسط تدبیر آنی | نظر