سفارش تبلیغ
صبا ویژن
هر اندازه دانش انسان افزون گردد، توجّه وی به نفسش بیشتر گردد و در ریاضت و اصلاح آن کوشش بیشتری مبذول کند . [امام علی علیه السلام]
 
چهارشنبه 94 اردیبهشت 23 , ساعت 12:2 صبح

 

بنام خدا و برای خدا

جمله ای زیبا و تکلیف آفرین از استاد فاطمی نیا توجهم را به خود مشغول کرد که ایشان در روی منبر فرموده بودند:

بنده روی منبر امام حسین علیه السلام در خانه خدا، آن هم در مجلس حضرت زهرا سلام الله علیها اگر چیزی را یقین نکنم، نمی گویم.بدانید و آگاه باشید!

نن

هرکس کوچک ترین حرفی در تضعیف مقام رهبری بزند، هرکس اندیشه ای داشته باشد که ضد مقام رهبری باشد، خدا او را نخواهد بخشید. این را یقین بدانید.

قدردان رهبر باشید؛ اگر افکار پاشیده ای، پوسیده ای به شما عرضه کردند، قبول نکنید؛ این مرد بزرگ عزّ اسلام است و هرکس با این مرد بزرگ، با مقام معظم رهبری مخالفت کند، خدا از او نمی گذرد، اگر یقین نداشتم نمی گفتم.

خدایا تو شاهدی که چیزی می دانم و می گویم، جوانی باشد، پیری باشد، هرکس باشد با یک مشت افکار پوسیده و پاشیده که از صاحبان هواهای فاسد، هواهای نفسانی گاهی عرضه می شود، اگر کسی گوش به حرف کسی بدهد و خدای نکرده با این مرد بزرگ که امروز آبروی اسلام است، عزّ اسلام است، این فرزند حضرت زهرا (سلام الله علیها) بخواهد مخالفت کند، عاقبت بخیر نمی شود؛

حواستان باشد؛ یک چیزی می دانم و می گویم امروز از اوجب واجبات یکپارچگی و تأیید حضرت آیت الله خامنه ای است.

والسلام 

 


سه شنبه 94 اردیبهشت 22 , ساعت 11:9 عصر

بنام خدا و برای خدا

با توجه به یاغی گری آمریکا، هم زمان با مذاکرات هسته ای، تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی طی یک طرح سه فوریتی دولت را ملزم نموده اند که میز مذاکرات را تا رفع تهدیدات کشور یاغی آمریکا ترک نمایند و این ماده واحده و طرح نمایندگان بدین شرح می باشد: «دولت و مسئولین سیاست خارجی و اعضای تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای موظفند هر گونه ارتباط و مذاکره با آمریکایی‌ها در موضوع هسته‌ای را  تا زمانی که دولت آمریکا رسماً و علناً تهدید ملت قهرمان ایران را کنار نگذارند، قطع نموده و مذاکره را با بقیه گروه 1+5 بدون حضور آمریکایی‌ها ادامه دهند.»منن

در خصوص طرح دیر هنگام سه فوریتی نمایندگان مجلس شورای اسلامی(خواص)، برخی اشکالات وارد است که به اختصار اشاره می گردد.

1-در مقطع فعلی شرایط اصلاً برای ارائه چنین طرحهای مناسب نیست، زیرا دولت و تیم مذاکره کننده بند را به آب داده و پای توافقی را امضاء کرده اند که امکان بر هم زدن آن، دیگر برای نمایندگان مجلس و حتی دولت فراهم نیست و در صورت متوقف شدن مذکرات آسیب بسیار زیادی به مجلس و جریان مؤمن به انقلاب و اسلام وارد خواهد شد.

2-با توجه به اینکه دولت آقای روحانی بیش از 88 درصد از توان هسته ای کشور را به تاراج داده و در مقابل تنها 5 درصد از تحریمها با عنایت کدخدا (آمریکا) به دولت اعتدال لغو و یا تعلیق می گردد، لذا لغو تحریم 5 درصدی در زندگی مردم و اقتصاد کشور اثری نخواهد داشت و این را دولت می داند که پس از اجراء‌ توافق جامع هسته ای دیگر بهانه ای برای پنهان کردن ناتوانی های خود ندارد و این طرح سه فوریتی بهانه لازم را برای حمله دولت به مجلس، در آستانه انتخابات مجلس دهم فراهم می نماید.تتا

3-علی رغم اینکه مذاکرات هسته ای و توافقات بعمل آمده ابهت نظام اسلامی ایران را مخدوش نموده و دولت اعتدال نتوانسته و یا نخواسته، از حقوق هسته ای کشورمان حفاظت نماید، اما طرح سه فوریتی باعث متلاشی شدن میز مذاکرات هسته ای می گردد، زیرا همه جهانیان می دانند که اتحادیه اروپا یا همان فرانسه، انگلیس و آلمان کاملاً وابسته به سیاست های آمریکا هستند و امکان ادامه مذاکرات بدون آمریکا میسر نخواهد شد و شکست مذاکرات به گردن نمایندگان مجلس می افتد و آنگاه بهترین موقعیت برای حمله گازانبری دولت آمریکا و دولت ایران به نمایندگان انقلابی و ولایتمدار مجلس شورای اسلامی فراهم میشود و در نهایت زمینه منزوی نمودن کاندیداهای جریان اسلامی-انقلابی در انتخابات مجلس آینده رقم خواهد خورد.تتت

نتیجه طرح سه فوریتی و تصویب آن، تکمیل پازل رژیم صهیونیستی، آمریکا، ‌اروپا، کشورهای مرتجع عربی و جریانهای افراطی همراه دولت اعتدال را فراهم خواهد کرد و آنچه آقای جهانگیری معاون اول رئیس جمهور در کنگره حزب کارگزاران سازندگی در کاخ سعدآباد به زبان آورده بود، "که دولت برای اجرای اهداف (نگفته اش) باید مجلس دهم را به تصرف خود درآورد"، خود به خود محقق خواهد شد.

در اینجا باید به نمایندگان مجلس گفت؛ با توجه به شناختی که از تیم مذاکره کننده و ناراستی دولت اعتدال داشتید، چرا در وقت مقتضی قوانین لازم را در جهت حفاظت از دانش و توان هسته ای کشور به تصویب نرساندید که در این زمان نامناسب مجبور به ارائه طرح سه فوریتی شوید؟! شما که از دیدگاه های لیرالیستی دولت با خبر بودید!، پس چرا عزت و عظمت نظام اسلامی را با عدم تصویب قوانین لازم، بدست اینان سپردید، که الان بخواهید در وقت اضافه وارد بازی باخت دولت آقای روحانی و بُرد کدخدا(آمریکا) بشوید؟! آیا این اقدام نابهنگام خواص، اثری در آینده مذاکرات هسته ای و تهدیدات نظامی آمریکا دارد؟!

مرحوم حضرت آیت الله مجتهدی چقدر زیبا سروده اند:

آنچه از سر گذشت؛ شد سرگذشت!!! / حیف بی دقت گذشت، اما گذشت!

تا که خواستیم یک دو روزی فکر کنیم / بر در خانه نوشتند؛ درگذشت!!!

والسلام    

 


دوشنبه 94 اردیبهشت 21 , ساعت 1:12 صبح

بنام خدا و برای خدا

دشمنان خارجی کشور اعتقاد راسخ دارند تا منبع عظیمی همچون بسیج از کشور ایران اسلامی دفاع می کند، امکان فروپاشی انقلاب اسلامی میسر نخواهد بود و در این 36 سال انقلاب بارها توطئه های مختلف را مورد آزمایش قرار داده و کمتر نتیجه گرفته اند و بسیج هم به زیبایی تمام از این آزمون الهی پیروز و سرفراز بیرون آمده و خوش درخشیده است، تا آنجا که امام بزرگوارمان خطاب به آنان فرمودند: «من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می خورم و از خدا می خواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند، چرا که در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی املل

آنچه کشور عراق را از توطئه داعش، آمریکا، اسرائیل، ترکیه و کشورهای مرتجع عربی نجات داد، حضور حماسی بسیجیان قدرتمند عراق بر اساس فرمول بسیج انقلاب ایران به فتوای مرجع عالیقدر شیعی بود که وارد میدان جهاد شدند و جریان داعشی-بعثی را منکوب و سرکوب نمودند. امروز هیچکس نمی تواند نقش عظیم بسیج را در تحولات عراق، سوریه، لبنان، غزه و یمن نادیده بگیرد و لذا دشمنان بسیج متفاوتند یعضی خارجی و برخی داخلی! عده ای اپوزیسیون هستند و تعدادی بازندگان انتخابات! اما چرا اینقدر با بسیج دشمنند و از بسیج و بسیجیان عصبانی! راز این دشمنی کجاست؟! بعد از ناکامی آقای رفسنجانی رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 حلقه اطراف ایشان به بررسی دلائل شکست حاج آقا پرداخت و هر کدام علتی را بیان کردند، ولکن خود آقای رفسنجانی علت شکستش را بسیجیان می دانستند و لذا همچنان در پی انتقام از نیروهای مخلص بسیج می گردد و محدود نمودن فعالیت بسیج در دانشگاه آزاد در همین راستا است.     

امام خمینی شکل گیری و تداوم حضور بسیج را در دانشگاه ها و حوزه ها، بسیار ضروری می دانستند و در آخرین پیام خود خطاب به بسیجیان و مسئولین کشوری فرمودند: «بسیج باید مثل گذشته و باقدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد. امروز یکی از ضروری ترین تشکل ها، بسیج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاه ها باید با تمام توان خود در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند، فرزندان بسیجی ام در این مراکز، پاسدار اصول تغییر ناپذیر (نه شرقی و نه غربی) باشند. امروز دانشگاه و حوزه از هر محلی بیشتر به اتحاد و یگانگی احتیاج دارند. فرزندان انقلاب به هیچ وجه نگذارند ایادی امریکا و شوروی در آن دو محل حساس نفوذ کنند. تنها با بسیج است که این مهم انجام می پذیرد.»

چرا علی رغم تأکید امام خمینی، مسئولین دانشگاه آزاد جهت تضعیف جایگاه بسیج تلاش می کنند؟ آیا کدخدا(آمریکا) دستوری در لابلای مذاکرات هسته ای صادر کرده اند، که سراسیمه به جنگ بسیج برخاسته اند؟! مگر امامان با غضب نفرموده اند: «اگر مسئولین نظام اسلامی از شما(بسیجیان) غافل شوند، به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت.» پس سکوت شورای عالی انقلاب فرهنگی برای چیست؟! نکند تفسیر آنان اینطور باشد، که هیئت امناء و برخی از مسئولین دانشگاهی بدنبال اجراء فرمان امام ولیکن بر عکس هستند و می خواهند ثابت کنند که از بیسیجیان غافل نیستند و تنها قصد نظارت بیشتر به آنان را دارند تا اگر حاج آقا رفسنجانی مجدداً هوس کاندیدا شدن داشت و تأیید شد! و با کمک دولت اعتدال هم رأی بالائی نصیب حاج آقا شد!، سپس همگی هورا بکشند که از بسیجیان غافل نشدیم و انتخابات را بردیم! تا فردا در پیش امام شرمنده نشوند و بگویند که دستور امام خمینی را اینگونه تفسیر و اجراء کردیم و موفق شریم!!!!

والسلام 

 


یکشنبه 94 اردیبهشت 20 , ساعت 3:27 عصر

بنام خدا و برای خدا

از دوران دولت سازندگی آقای رفسنجانی شبکه ناسالم قدرت و ثروت بر اساس مناسبات فامیلی و ارتباطات دوستانه بر مبنای منافع مشترک به مرور زمان در کشورمان شکل گرفت و در همین مقطع زمانی با گزینش موسوی خوئینی ها در مرکز استراتژیک ریاست جمهوری وقت، عده ای از نیروهای جریان چپ، که بصورت منافقانه خود را پیرو امام خمینی نشان می دادند، جهت تحصیل در مقاطع دکتری به انگلستان و کانادا اعزام گردیدند که پس از اخذ مدرک دکتری و بازگشت آنان به کشور، شاهد شکل گیری شبکه مبلغان تفکر لیبرالیسم غرب گردیدیم و امروز  آنچنان مسیر ورود به قدرت را در قبضه گرفته که بهترین و موفق ترین ایده ها در پروسه باند "زر و زور و تزویر" بایکوت می شود و لذا اگر نتوانیم و یا نخواهیم کشور را از شر این جریان خطرناک برهانیم، باید منتظر حوادثی سخت تر و پیچیده تر از فتنه سال 88 باشیم. ذر

جریان زر و زور و تزویر که وام دار لیبرالیسم غربی است، تلاش می کند که اولاً حضور نیروهای مؤمن به انقلاب را در چرخه قدرت غیر ممکن نماید و در غیر این صورت از تمام عومل داخلی و خارجی بصورت مشروع و نامشروع برای اختلال در امور کشور استفاده می نماید تا به مقصود خود نائل آید و به همین خاطر تمام تلاش خالصانه دولت قبل را سیاه و جنایتکارانه جلوه می دهد. این جریان، مسکن مهر را که قریب 3 میلیون خانواده را صاحب خانه نموده، در کمال بی عرضگی خود، مزخرف معرفی می کند. در خصوص چگونگی پرداخت یارانه مدام به  بازی دروغ و منافقانه می پردازد، توافقنامه هسته ای را بر اساس بُرد کدخدا(آمریکا) تنظیم  می کند و به ملت دروغ می گوید و اقتصاد مقاومتی را که می توانست در مقابل تحریم غرب، مشکل مملکت را حل نماید، با امید بستن به کدخدا و با ترفندهای مختلف به بازی گرفته است. این جریان خزنده، امروز با تقدیم  85 درصد از چرخه سوخت هسته ای کشور به کدخدا، در کمال زیاده خواهی و بدون اینکه خود را شرمنده ملت، رهبری و شهداء ‌هسته ای بداند، از ملت درخواست، کف زدن و هورا کشیدن و برگزاری جشن و پایکوبی طلب می نمایند!تت

جریان زر و زور و تزویر، با کنار گذاشتن آرمانهای انقلاب و جعل خاطره از امام، تمام توان خود را در راستای تصرف مجلس شورای اسلامی قرار داده و برای به قبضه درآوردن مجلس خبرگان رهبری هم، به ساختن علامه و آیت الله بر اساس خاطرات آقای مستر همفر انگلیسی مشغول است. این جریان علی رغم شعار فریبنده اعتدال، با کُرنشی که در مقابل کدخدا از خود، به نمایش درآورده، هیچ موفقیتی در جهت حل مشکلات اقتصادی مردم نداشته و بلعکس با بی تدبیری خود موجب گستاخ شدن دشمنان، علیه ملت ایران گردیده است!

جریان زر و زور و تزویر با الگو گیری از حاکمان بعد از پیامبر(ص) و قبل از امیرالمؤمنین(ع) تلاش ویژه ای نموده، تا قشر متمول، اشرافی و زیاده طلب، در انقلاب اسلامی از جایگاه برتری برخوردار باشد و حتی عدم اجراء عدالت در مورد فرزندان متخلف خود را، که دارای جرائم متعدد امنیتی، سیاسی و اقتصادی هستند، طلب می نمایند.

رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای در خصوص وضعیت فعلی کشور فرمودند: «کشور، امروز درگیر جنگ نظامى نیست اما درگیر جنگ سیاسى، اقتصادى و امنیتى است و بالاتر از همه درگیر جنگ فرهنگى است؛ درگیر جنگ است. این را اگر کسى نداند، خواب خواهد ماند. اینکه ندانید دشمن در صدد حمله است و این حمله از کجا و چگونه است، مطمئن باشید شکست می‌خورید.»ننن

لذا اسلام انقلابی یا همان اسلام ناب محمدی(ص) به شدت از سوی جبهه جنگ فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی مورد تهدید قرار گرفته است و عمارهای زمان که بخشی از آنان در جبهه های جنگ علیه اسلام ابوسفیانی به جهاد برخاسته اند، ضرورت دارد، بخش دیگری با بصیرت انقلابی خود به افشاء چهره تزویر و نفاق طلحه ها، زبیریان و معاویه ها بپردازند و این کار شدنی است، اگر همت نمائیم و با توکل به خدا در یاری رساندن به جبهه حق کوشا باشیم.

والسلام 

 


چهارشنبه 94 اردیبهشت 16 , ساعت 11:25 عصر

بنام خدا و برای خدا

پس از تصرف کشور کویت توسط دیکتاتور عراق در سال 1382 شاهد حمله متقابل آمریکا و متحدینش به عراق و شکست صدام بودیم. پس از آزادی کویت، آمریکا و همپیمانانش با حمایت شورای امنیت سازمان ملل متحد، یک رژیم بازرسی فراقانونی و گسترده از همه مراکز حساس نظامی و مهم عراق را توسط سرویسهای جاسوسی آمریکا، اسرائیل و انگلیس در دستور کاری خود قرار دادند و نتیجه آن شناسائی مراکز مهم و سپس نابودی تجهیزات دفاعی عراق بود و لذا در عملیات دوم آمریکا و کشورهای همسو علیه عراق، رژیم صدام که پس از بازرسی های گسترده هیچ جای امنی برای مقاومت نداشت به راحتی سقوط کرد و پایتخت عراق یعنی بغداد، در حالی که با چند ده هزار سرباز و نیروهای زبده نظامی حفاظت می شد بدون کوچکترین مقاومت و حتی شلیک یک گلوله تسلیم ائتلاف آمریکائی گردید.لل

آیا آمریکا و کشورهای غربی مدل جدیدی از بازرسیهای فراقانونی را برای از پای درآوردن جمهوری اسلامی ایران پیش بینی نموده اند؟! با توجه به حضور دولت اعتدالدر مسند قدرت و در دست گرفتن کلید مذاکرات هسته ای، آن هم با این اعتقاد که "آمریکا را کدخدای ده بداند و بدنبال کنار آمدن با کدخدا" در هر شرایطی باشد. آیا پذیرفتن بازرسیهای گسترده و فراقانونی به مصلحت نظام اسلامی است؟! آیا به مذاکره کنندگان ایرانی که بعضی از آنان گرین کارت اقامت در آمریکا را دارند، می شود اعتماد کرد و به بازی بُرد-بُرد رسید؟!

در زمانی که بازرسی گسترده از اماکن هسته ای ما صورت نمی گرفت عده ای از بهترین و متخصص ترین دانشمندان هسته ای کشورمان، بدست عوامل جاسوسی اسرائیل و آمریکا به شهادت رسیدند، حال اگر با ترس و لرزی که بر بدن دولت اعتدال از هیبت پوشالی کدخدا افتاده و بازرسی های گسترده فراقانونی را آنطور که آمریکائیها گفته اند پذیرفته باشند، باید فاتحه مراکز حیاتی نظام اسلامی را خواند و باید به سرنوشتی بدتر از عراق بیندیشیم!

برخی اعضاء دولت اعتدال، به واسطه همنشینی با غرب، آمریکا را معتمد خود می دانند و لذا از نظر رئیس دولت و اعضاء تیم مذاکر کننده و همفکران لیبرالیش، یک توافق خوب حتماً همان فکت شیت آمریکائیها است و گرنه شاهد انتشار فکت شیت ایرانی بودیم! اما چه کنیم که حافظه دولت و رئیس آن بسیار ضعیف بوده و احتمالاً از ترس به یک جای گرم می خواهند پناه ببرند!!!!!      

اگر دولت واقعاً اینگونه نیست، پس باید به فرمان امام خامنه ای خاضع باشد و زیر بار مذاکرات تحمیلی نرود، آنجا که معظم له خطاب به تیم مذاکره کننده ایرانی در تاریخ 94/2/16 فرمودند: «به مذاکره با رعایت خطوط اصلی ادامه دهید و اگر در این چارچوب به توافق هم رسیدید اشکالی ندارد اما به هیچ وجه زیر بار تحمیل، زور، تحقیر و تهدید نروید ... ملت ایران مذاکره زیر سایه تهدید را برنمی تابد

پس به آقای حسن روحانی باید گفت؛ که این ملت می خواهد در جهان، عزیز و عزتمند زندگی کند و لذا رئیس جمهوری را می پسندد که "آمریکا را کدخدای ده نداند و بدنبال بستن با کدخدا نباشد" و به باور امام خمینی و امام خامنه ای ایمان آورده و خاضع باشد. 

والسلام

 


چهارشنبه 94 اردیبهشت 16 , ساعت 12:42 صبح

بنام خدا و برای خدا

رئیس جمهور کشورمان که در وادی مذاکرات هسته ای و حل مشکلات اقتصادی کشور سرگردان و حیران به انتظار عنایت کدخدا نشسته است، پس از صدور مجوز راهپیمائی در روز کارگر، این راهپیمائی را از هنرهای دولت خود قلمداد نموده و گفته است: «همگان دیدند که برای اولین بار امسال کارگران تظاهرات خود را برگزار کردند و این سابقه نداشته است حتی وقتی با من در این باره مشورت کردند گفتم اشکالی ندارد؛‌ می‌خواهم بگویم که این دولت حق اعتراض را برای تمام اقشار و اصناف محفوظ می‌داند و به رسمیت می‌شناسد باید فضا را باز کنیم و حق اعتراض دهیم.»للل

عجیب است که رئیس جمهور اظهار داشته که حق اعتراض را برای همه اقشار محفوظ می داند ولی کوچکترین انتقاد در مباحث هسته ای را برنمی تابد و با الفاظ زننده و زشت، منتقدین را بی سواد قلمداد می کند. این دم خروس دولت اعتدال را مردم می بینند و حافظه مردم را برای همیشه نمی توان منحرف کرد! در خصوص راهپیمائی روز کارگر که رئیس جمهور به آن مباحات می ورزد گفتنی های فراوانی است، اما به چند نکته کوتاه، برای تنویر افکار عمومی بسنده می نمایم.

1-از محتوای نوشته پلاکاردهای در دست راهپیمایان چنین استنباط می شود که یک جریان سیاسی با فرماندهی آقای محجوب، جمعی از کارگران همسو را که توسط خانه کارگر قبلاً گزینش شده بودند، برای حمایت از دولت و تیم مذاکره کننده هسته ای به سطح خیابانها آورده بودند و محتوای شعارهای راهپیمایان صحت همین موضوع را تائید می نماید.

2-دولت اعتدال که از سوی نخبگان کشور و منتقدین در خصوص نگارش متن توافق جامع هسته ای با آمریکا به شدت زیر سئوال رفته و دروغش هم در صدور فکت شیت ایرانی عیان گردیده، تنها راه چاره را در این دیده، که یک جریان سیاسی همسو با خود را به اسم کارگران زحمت کش به خیابانها آورده و اهداف کدخدا پسند خود را دنبال نماید! زهی خیال باطل!

3-دولت خوب می داند که صنوف مختلف کارگری با مشکلات فراوانی روبرو هستند مثلاً صنف تولید کننده کفش در تهران و کشور، امروز به دنبال راهپیمائی سمبلیک، بی حاصل و منحرف کننده نیستند، بلکه از دولت می خواهند که جلوی واردات بی رویه کفش چینی گرفته شود تا کارگر ایرانی بتواند با رونق بخشیدن به تولید کفش ایرانی شکم زن و بچه خود را سیر کند، نه اینکه دولت با اقدام پوپولیستی، موضوع اصلی کارگران را به انحراف بکشاند و آنگاه با راه اندازی راهپیمائی مصنوئی، به خود آفرین و مرحبای بی مورد بگوید!  

4-آقای روحانی خوب می داند؛ که کلید حل مشکلات کارگران صدور مجوز راهپیمائی و دخیل بستن به کدخدا(آمریکا) نیست، بلکه کارگران وقتی مدام از رئیس جمهور کاهش چشمگیر تورم را می شنوند، ولی در زندگی خود گشایشی نمی بینند و دولت هم به توانمندی داخل و اقتصاد مقاومتی بی توجهی می کند، اعتمادشان از دولت سلب می شود! این تذهبون دولت راستگو و امیدآفرین برای کدخدا(آمریکا)

حکایت راهپیمائی کارگران و دولت همانند شخصی است که رفته بود گدایی! صاحبخانه به جای اینکه چیزی بدهد بهش فحش داد. یارو با عصبانیت گفت؛ حالا چرا فحش میدی؟ و طرف گفت؛ می خواستم دست خالی برنگردی!!

والسلام

 


دوشنبه 94 اردیبهشت 14 , ساعت 11:48 عصر

بنام خدا و برای خدا 

کک

رهبر معظم انقلاب فرمودند: «من به خود مسئولین هم این را گفته‌ام - همین چند روز - مسئولین باید بیایند مردم را و به خصوص نخبگان را از جزئیّات و واقعیّات مطّلع کنند؛ ما چیز محرمانه نداریم، چیز مخفی نداریم. این مصداق همدلی با مردم است

حسن روحانی در رشت: «هنوز اتفاقی نیفتاده که ما جزئیات و فکت شیت را منتشر کنیم.»

محمد جواد ظریف در مصاحبه با شبکه یورو نیوز: « اگر نیازی به انتشار یک فکت شیت باشد، ما فکت شیتی منتشر می‌کنیم.»

ظریف: تدوین فکت شیت دردستور کار قرار دارد!»

ظریف: «فکت شیت در حال تدوین است؛طبق صلاحدید مقامات عالی اجرا می شود!»

آقای علی اکبر صالحی: «اکنون نه اینکه ما فکت شیتی نداشته باشیم، داریم، اما مسؤولیت این امر برعهده مذاکره کننده ارشد جمهوری اسلامی ایران است که دکتر ظریف است و می تواند با دکتر روحانی اگر صلاح دانستند منتشر کنند.»

صالحی : «فکت‌ شیت تهیه شده و در اختیار آقای ظریف است با صلاحدید ایشان منتشر می‌شود!»

صالحی: «صحبت های من، ظریف و عراقچی فکت شیت است!»   اال

روحانی: «همه قسمت ها را نمیتوان مطرح کرد!»

صالحی: «صدور فکت شیت ایرانی لزومی ندارد حرف‌های ظریف معادل 10 فکت شیت است!»

عراقچی : «همین سخنرانی های آقای روحانی و ظریف همان فکت‌شیت ماست!»

بلاخره آقای حسن روحانی در یک حمله گازانبری که حاکی از حافظه ضعیف ایشان می باشد و بدون توجه به اظهارات خود در رشت، آب پاکی را روی دست همه ریخت و به آمریکائیها فهماند، که مبنای نگارش توافق جامع هسته ای همان فکت شیت آنها است و لذا در پاسخ به خبرنگاری که در خصوص انتشار فکت شیت ایرانی در پایان سفرش در شیراز سئوال کرده بود، بدون اینکه دچار لکنت زبان و شرمنده مردم شود، با بهره گیری از کلید دروغ و با شجاعت تمام گفت: «فکت شیت قبل از بیانیه لوزان منتشر شد!»

پینوکیو کجایی که ببینی! در دولت اعتدال آقای روحانی، هر روز دروغها بزرگتر می شود اما؛ اسم خود را دولت راستگویان می گذارند!

گاه از این سوی سخن، گاه از آن سو گفتند / هر چه گفتند در آن روز دو پهلو گفتند!

والسلام

 


شنبه 94 اردیبهشت 12 , ساعت 11:59 عصر

بنام خدا و برای خدا

آقای حسن روحانی: "پلیس موظف به اجرای اسلام نیست"

معمولا مردم از آقای حسن روحانی در کسوت لباس مقدس روحانیت که عهده دار مقام ریاست جمهوری شده، انتظار سخنانی بر خلاف اصول و مبانی اسلام و انقلاب ندارند! و لذا پس از بیان جملات فوق توسط رئیس جمهور،‌ملت بدنبال خواستگاه این مدل سخنانند تا به رمز و راز اینگونه سخن گفتن پی ببرند! که چرا در سال همدلی و هم زبانی تلاش می نمایند بین بخشهای مختلف نظام اسلامی با مردم تعارض بوجود بیاورند؟ و چرا سخنانی بر خلاف ارزشهای اسلام و انقلاب گفته می شود؟!ااا

با توجه به اینکه آقای رفسنجانی احاطه کاملی به دولت یازدهم و اکثر وزارتخانه های مهم در اختیار حزب کارگزاران سازندگی دارند، می شود نتیجه گرفت که رئیس جمهور مجبور به طرح مباحث انحرافی و بر خلاف دین و قانون اساسی است؛ زیرا، اصول و مبانی حزب کارگزاران سازندگی بر خلاف مبانی دین و انقلاب اسلامی است، آنجا که سخنگوی آن یعنی آقای مرعشی می گوید؛ "حزب کارگزاران لیبرال‌، دموکرات و مسلمان است."

فردگرایی و دولت حداقلی و نقش محدود دین و آزادی‌های مذهبی و کم کردن اختیارات حاکمیت، از جمله ویژگی‌های لیبرالیسم است که توسط حزب کارگزاران پذیرفته شده و اقدامات دولت را در این راستا کنترل می نماید. حزب کارگزاران هیچ رابطه ای با مبانی فکری امام و جریان اسلامی ندارد و کارکرد آن بیشتر با جریان لیبرالیستی و اصلاح‌طلبی هماهنگی دارد.

وقتی آقای رئیس جمهور، پاسداری از مذهب رسمی کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت را بر خلاف اصل 121 قانون اساسی و سوگند خود در برابر قرآن از وظایف دولت خود نمی داند و می گوید: «دین را نباید دست دولت بدهیم، دین دست علما، مراجع، فرهیختگان و دلسوزان است و آنان باید دین را تبلیغ کنند.»

اگر پلیس در پارکها و بوستانهای کشور شاهد باشد، که اراذل و اوباش شراب می نوشند و دختر پسر نامحرم در آغوش همدیگر در خیابان بر خلاف احکام دین عمل می کنند و عداه ای در خیابانها عربده می کشند و روزه خواری می کنند، در این حالت، آیا پلیس موظف به اجراء اسلام است؟! آیا پلیس بر خلاف نظر رئیس جمهور مرتکب خلاف نگردیده است؟! اگر پلیس در راستای وظایف قانونی و شرعی در جلوی متخلفین بایستد، باعث نخواهد شد که طرفداران رئیس جمهور با لباس و چهره مبتذل در شیراز به استقبال آقای روحانی نیایند! آیا این تصویر گویا نیست؟!

با بررسی سخنان آقای روحانی که با احکام دین و مبانی انقلاب مغایرت دارد، درمی یابیم که اینگونه نظرات در دین مبین اسلام فاقد جایگاه است و طرح چنین سخنانی اهدافی همچون؛ جذب آراء قشر اشرافی و کسانی که ارزشهای دینی و انقلابی را نمی پسندند، می باشد والا در لباس روحانیت و نان امام زمان را خوردن و سخن بر خلاف اعتقادات دینی گفتن، زیبنده آقای روحانی و امثال ایشان نیست! و تنها در مکتب لیبرالیسم است، که چنین نظراتی مطرح می شود!

 گاهی وقت ها نباید بعضی حرف ها را زد.. باید بعضی حرف ها را خورد.. و "دل" چه می کشد بین این زد و خوردها... 

یا بقیه الله؛ ما بی سلیقه ایم تو حاجات ما بخواه /  ورنه گدا طلب آب و نان کند ...

والسلام 

 


جمعه 94 اردیبهشت 11 , ساعت 11:36 عصر

بنام خدا و برای خدا

شاید بعضی از دوستان و کاربران عزیز سئوال کنند که چرا در مورد برخی از اعضاء دولت اعتدال و بخصوص شخص رئیس جمهور محترم از لفظ جریان لیبرالیسم غربی استفاده می نمایم. برای پاسخ دقیق به این سئوال، باید به اصول و مبانی جریان لیبرالیسم غرب و کاربرد آن در سایر کشورها پرداخته شود و حتی امکان ارائه گزارشی از موفقیت و یا به بن بست رسیدن این جریان در حوزه های اقتصاد، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی وجود دارد که در وقت لازم به توضیح و تشریح آن پرداخته خواهد شد.

لیبرالیسم (Liberalism ) در معنای لغوی به معنی آزادی خواهی می‌باشد و آزادی شخصی را مهم‌ترین هدف سیاسی خود می‌داند. ضمناً استفاده از کلمه لیبرال برای افراد و اشخاص به معنای پیرویش از مکتب لیبرالیسم است و به صورت کلی می توان گفت؛ لیبرالیسم بر حقوق افراد و برابری فرصتها، از جمله گسترش آزادی اندیشه و آزادی بیان، محدود کردن قدرت دولت‌ها، نقش قانون، تبادل آزاد ایده‌ها، اقتصاد بازاری یا اقتصاد مختلط و یک سیستم شفاف دولتی تأکید می ورزد. تت

بطور خلاصه اصول اعتقادات لیبرالیسم بر گرفته از تفکر اومانیسم (Humanism) بوده که بدین شرح است: الف) انسان ذاتاً فاسد نیست ب) هدف زندگی، خود زندگی است نه زندگی در جهان آینده ج) انسان فقط با راهنمایی عقل و تجربه قادر است زندگی کاملاً خوبی در این دنیا داشته باشد.د) شرط نخستین و بنیادی زندگی خوب در این دنیا عبارت است از آزاد ساختن فکر مردم از بند جهل و خرافات و آزاد ساختن بدن از ظلم و ستم مقامات اجتماعی.

به صراحت می توان گفت که فجایع و حوادث ناگواری که در نیمة نخست قرن بیستم به ویژه دو جنگ جهانی اول و دوم رخ داد، برگرفته از همین دو مکتب بود که اصالت را به انسان و آزادی مطلق می داد، که حاصلش تنها در جنگ جهانی دوم بیش از 70 میلیون نفر کشته بود! حوزه آزادی لیبرالیسم آنقدر وسیع تعریف شده که آزادیهای دیگری همچون ازدواج هجنس بازان و مخالفت با دین در عرصه اجتماع را می توان به آن اضافه نمود و فجایعی که امروز در کشورهای مسلمان می بینیم، پیامدهای مکتب لیبرالیسم  است.

با این توضیح مختصر، حالا به برخی از اظهار نظرهای آقای حسن روحانی که بر خلاف دین و اصل 121 قانون اساسی است و با مکتب لیبرالیسم همخوانی دارد نظری می افکنیم و قضاوت را به عزیزان بازدید کننده می سپارم. ایشان در حوزه دین، فرهنگ و سیاست می گوید:

-"تقسیم هنرمندان به هنرمندان ارزشی و غیر ارزشی بی معناست"

-"آمریکا کدخدای ده است و با کدخدا بستن راحت تر است"

-"پلیس موظف به اجرای اسلام نیست"

 -"عده ای به نام آنکه در برابر ابرقدرتها بایستیم و مبارزه کنیم، جیب مردم را زدند و اموال مردم را غارت کردند."

-"اینقدر در زندگی مردم مداخله نکنید، ولو به خاطر دلسوزی؛ بگذاریم مردم خودشان راه بهشت را انتخاب کنند، نمی‌توان با زور و شلاق مردم را به بهشت برد."

-"دین را نباید دست دولت بدهیم دین دست علما، مراجع، فرهیختگان و دلسوزان است و آنان باید دین را تبلیغ کنند."

 -"بعدها غصه دیگری شروع شد که با ماهواره‌ها چه کنیم اگر خدای نکرده تلویزیون‌مان با دیش مخفی و آشکار، شبکه دیگری را بگیرد، در جوانان ایرانی چگونه ایرانیت و اسلامیت می‌ماند. آمدیم و در پشت بام‌ها و بالکن‌ها با آن مبارزه کردیم، اما تاثیری نداشت اما نه ایمان مردم پر زد و نه هویت مردم از دست رفت."

حالا سخنان رئیس جمهور را با اصل 121 قانون اساسی و سوگند رییس جمهور مقایسه کنید و سپس قضاوت فرمائید که رابطه این سخنان با لیبرالیسم تا کجاست. رییس جمهور در مجلس شورای اسلامی در جلسه‏ ای که با حضور رییس قوه قضاییه و اعضای شورای نگهبان تشکیل می‏شود به ترتیب زیر سوگند یاد می‌کند و سوگندنامه را امضاء می‌نماید.

بسم‏ الله‏ الرحمن‏ الرحیم "من به عنوان رییس جمهور در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد می‌کنم که پاسدار مذهب رسمیو نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور باشم و همه استعداد و صلاحیت خویش را در راه ایفای مسوولیتهایی که بر عهده‏ گرفته‏ام به کار گیرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق و گسترش عدالتسازم و از هر گونه خودکامگی بپرهیزم و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کنم. در حراست از مرزها و استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور از هیچ اقدامی دریغ نورزم و با استعانت از خداوند و پیروی از پیامبر اسلام و ائمه اطهار علیهم‏السلام قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به من سپرده است همچون امینی پارسا و فداکار نگاهدار باشم و آن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم."

والسلام

 


جمعه 94 اردیبهشت 11 , ساعت 11:4 صبح

بنام خدا و برای خدا

بلاخره معلوم شد که طبق گفته آقای حسن روحانی مردم و نخبگان جامعه حافظه اشان ضعیف شده! و تا کنون نمی دانستند که فکت شیت ایرانی قبل از فکت شیت آمریکائی منتشر گردیده است. ایشان حتی فراموش کردند که انتشار فکت شیت ایزانی بر اساس دستور امام خامنه ای به آقای ظریف بوده است و لذا حجت‌الاسلام روحانی در پایان سفرش به استان فارس در پاسخ به سؤالی پیرامون انتشار فکت‌شیت ایرانی گفت: «فکت‌شیت ایرانی قبل از آمریکا منتشر شد. شبی که تفاهم بین ایران و 1+5 انجام شد و بیانیه‌ای که در لوزان اعلام شد، یک ساعت قبل آن خبرگزاری‌ها فکت‌شیت ایرانی را منتشر کردند؛ ... نمی‌دانم برخی حافظه‌شان ضعیف شده است چرا که قبل از آمریکایی‌ها ما فکت شیت خود را اعلام کردیم.»

لل

ظاهراً دولت بنا ندارد همدلی و هم زبانی خود را در عمل نشان دهد و بر طبل جدائی با مردم می کوبد و بدلائلی هم حق به جانب رئیس جمهور است زیر کسی که "آمریکا را کدخدای ده می داند و هدفش هم بستن با کدخدا است"، انتظار مردم و حتی رهبری در خصوص انتشار فکت شیت ایرانی منطقی نیست، زیرا در تفکر روشنفکر لیبرال غربی، قبله آمال غرب است و نباید بر خلاف نظر غرب سخن راند و فکت شیت دیگری را به اسم ایران منتشر نمود!

به آقای روحانی باید گفت؛ که حافظه مردم کشورم بسیار قوی است و بصیرت لازم را دارند، امام وقتی می بینند که وزیر خارجه آمریکا می گوید: «اما من پای تک تک چیزهایی که گفته‌ام و علنی آن‌ها را اعلام کردم، می‌ایستم. توافق موقت را هم که نگاه کنید، می‌بینید آن‌ها(ایرانیها) تفسیر متفاوتی را مطرح کردند. اما وقتی پای اجرای توافق به میان آمد، آنچه که ما مطرح کرده بودیم، اجرا شده و پیش رفت.» پس مردم ایران با توجه به شناختی که از رئیس جمهور و بخشی از همکاران ایشان دارند دیگر از درخواست انتشار فکت شیت توسط نوکران و کارگزاران خود عبور کرده و باید سناریوی بعدی را نظاره گر باشند؛ آیا توافق جامع هسته ای بر اساس فکت شیت آمریکائی ها نوشته می شود یا فکت شیت ایرانی که هیچگاه از ترس کدخدا منتشر نگردیده است؟!

البته در خصوص اشاره رئیس جمهور مبنی بر "ضعیف بودن حافظه برخی" گفتنی های فراوانی است که در یک جمله به ایشان باید متذکر شد که عمارهای امام خامنه ای، به هر لیبرالی اجازه اهانت به رهبر خود را نمی دهند، زیرا با داشتن حافظه ی قوی خوب می دانند فرمان انتشار فکت شیت ایرانی دستور رهبر عزیزمان به آقای ظریف بوده است. حال اگر شما در عمل با کدخدا بسته اید و جرأت انتشار فکت شیت را ندارید، پس چرا حافظه اتان اینقدر ضعیف و لرزان است؟!

گویند: فردی رفته بود مسابقه 20 سوالی، به او گفتند جواب مسابقه خیار است ولی شما فوری جواب را نگو تا ماجرا لو نرود. پس از شروع مسابقه فرد شرکت کننده پرسید؛ راستی در جیب جا می‌گیرد؟ مجری مسابقه گفت؛ نه. شرکت کننده با تعجب گفت؛ عجب خیار گنده ایه؟!

والسلام  

 


<      1   2   3   4      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ