سفارش تبلیغ
صبا ویژن
تندخویى گونه‏اى دیوانگى است ، چرا که تندخو پشیمان شود و اگر پشیمان نشد دیوانگى او استوار بود . [نهج البلاغه]
 
شنبه 94 فروردین 22 , ساعت 3:25 عصر

 

بنام خدا و برای خدا

وبلاگ "وزنه سیاسی" تاکنون از زوایای مختلف به بررسی و تحلیل مذاکرات هسته ای، توافقنامه ژنو و بیانیه سیاسی لوزان پرداخته است و معمولاً ضعف مذاکرات و توافقات را مورد واکاوی قرار داده است. در این نوشته تلاش دارم از زاویه دیگری به بیانیه سیاسی لوزان که پایلوت نوشتن توافقنامه جامع هسته ای قرار می گیرد، بپردازم.لفف

جدای از اینکه فکت شیت آمریکائیها معتبر است یا خیر؟ و سخنان پراکنده آقای ظریف، عراقچی و صالحی را بعنوان فکت شیت ایرانی بپذیریم یا نه؟ باید گفت یکی از خطوط قرمزی که مقام معظم رهبری بر روی آن تأکید فراوان داشته و باید مبنای توافق جامع هسته ای قرار می گرفت غنی سازی 190 هزار سو اورانیم با غنای 3/5 تا 5 درصد است که متأسفانه در توافق ژنو و بیانیه لوزان به آن پرداخته نشده و عمداً یا سهواً در دستور کاری مذاکرات قرار نگرفته است و لذا بی توجهی به این مهم می تواند آینده هسته ای کشور را مبهم و عملاً زیر سئوال جدی ببرد.

اگر ما نتوانیم 190 هزار سو غنی سازی داشته باشیم، معنی آن این است که دست گدائی مان باید همواره نزد بیگانگان دراز باشد و می توان ادعا کرد که تیم مذاکره کننده و دولت خط قرمز نظام اسلامی را درنوردیده است و باید در نزد ملت و رهبری پاسخگو باشند. به طریقی دیگر اگر ما قادر به غنی سازی 190 هزار سو نباشیم داشتن 5 هزار سانتریفیوژ از نسل یک و غنی سازی با آنها، بیشتر شبیه بازی و سرگرمی و وقت تلف کردن است و هیچگاه با این تعداد سانتریفیوژ از نسل یک قادر به تولید سوخت صنعتی نخواهیم بود و لذا آسیب و هزینه اجراء قطعنامه های متعدد شورای امنیت سازمان ملل، از تن دادن به توافق ژنو و بیانیه لوزان، بسیار کمتر خواهد بود!غل

غمگینانه باید گفت که رئیس جمهور و تیم مذاکره کننده هسته ای با بی تدبیری خود، در توافقنامه ژنو فاتحه سوخت 20 درصد اورانیم را خواندند و در مرحله دوم و بیانیه سیاسی لوزان فاتحه تأسیسات فردو را که سوخت 20 درصد تولید می کرد خوانده اند و مقرر نموده اند که قلب رأکتور اراک را هم خارج و احتمال قوی، مزایده و فروش آن در دستور کاری مذاکرات آتی قرار دارد و باز طراحی نیروگاه اراک هم تا مدت 10 سال در هاله ای از ابهام قرار گرفته است! حالا اگر آمریکا مثل سابق اجازه ندهد هیچ کشوری به ایران سوخت 20 درصد بفروشد، آقای روحانی باید پاسخ دهند؛ که رادیو داروهای مورد نیاز کشور را از چه طریقی باید تهیه و مشکلات درمان مردم را حل کرد؟

آیا آقای روحانی! مثل سرهنگ قذافی قصد ارسال قلب رأکتور اراک را برای کدخدا(آمریکا) دارد؟! از شواهد و قرائن چنین استنباط می شود که قلب رأکتور اراک پس از خروج باید به خارج از ایران منتقل گردد!!!

لذا باید گفت که وقتی امکان تولید سوخت 20 درصد را نداشته باشیم و اورانیم 3/5 دصد صنعتی هم با 5 هزار سانتریفیوژ نسل یک امکان پذیر نیست، پس داشتن زنجیره ای از کاریکاتور هسته ای و جشن و پایکوبی برای آن، بی مورد و سبکسری است و اینجاست که حرف افرادی مثل زیبا کلام و مخالفین هسته ای کشور، محلی از اعراب پیدا خواهند کرد! آیا دولت روحانی این هدف را دنبال می نماید؟!

والسلام 


شنبه 94 فروردین 22 , ساعت 12:25 صبح

 

بنام خدا و برای خدا

در بین احادیث نقل شده از امام صادق علیه السلام این حدیث توجه حقیر را جلب نمود که پیرامون آن با توجه به مذاکرات هسته ای با 5+1 در حد بضاعتم مقداری توضیح می دهم و امیدوارم مورد توجه عزیزان کاربر قرار گیرد و در این حدیث زیبا امام می فرمایند: سه خصلت است که در هر کس باشد منافق است هر چند روزه بگیرد و نماز بخواند. اول؛ زمانی که خبر دهد، اما دروغ بگوید. دوم؛ هنگامی که وعده دهد تخلف ورزد. سوم؛ زمانی که امانتی به او بسپارند، خیانت نماید.« تحف العقول صفحه 377»

معمولاً همه افرادی که در یک جامعه با یکدیگر رابطه دارند، به نوعی می توانند مورد خطاب این سخن زیبا و عبرت انگیز امام صادق(ع) باشند، اما مسئولین نظام اسلامی، همواره عملکردشان در جلوی چشم مردم است و بیش از دیگران در معرض قضاوت و نقد ملت قرار می گیرند و اصل هشتم قانون اساسی این حق را به مردم داده است تا فریضه واجب امر به معروف و نهی از منکر را نسبت به مسئولین کشور داشته باشند لذا مسئولین کشوری در قوای سه گانه باید بهترین الگو برای آحاد مردم باشند تا بتوانیم جامعه را به سمت و سوی کشور اسلامی بر اساس خواسته به حق مقام معظم رهبری که بر گرفته از قرآن و معتقدات مسلمین می باشد، حرکت پرشتاب بخشیم.

در این مقطع زمانی که توافقنامه جامع هسته ای فی مابین ایران و آمریکا (5+1) در مراحل پایانی خود قرار دارد، نتیجه آن برای مردم از اهمیت والائی برخوردار است، زیرا تمام دستاورد هسته ای کشورمان که حاصل تلاش دانشمندان و خون شهداء‌ این صنعت می باشد، به عنوان امانت در دستان مسئولین مذاکره کننده، که رئیس جمهور مسئولیت عواقب این توافقنامه را رسماً پذیرفته است، قرار دارد و اینان نباید در امانت مردم خیانت نمایند. وگرنه رئیس جمهور، مسئول وزارت خارجه و تیم مذاکره کننده هسته ای، در پیشگاه ملت خجل و شرمنده خواهند بود و بر اساس حدیث امام صادق بعنوان منافق شناخته خواهند شد! 

همانطور که امام خامنه ای فرمودند؛ در این مذاکرات چیزی به اسم محرمانه بودن نداریم و نباید چیزی در پشت پرده مذاکرات هسته ای نهفته باشد، زیرا اگر امانت هسته ای کشور، مورد بازی سیاسی قرار گیرد و انتخابات خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی که در روزهای پایانی سال برگزار می شود، وجه المصالحه با آمریکا قرار گیرد و مسئولین مربوطه به مردم خبر دروغ بدهند و وعده لغو یکباره تحریمهای غرب، به راستی آزمائی آژانس بین المللی انرژی اتمی موکول شود، پس اینان مصداق بارز منافق بر اساس سخن گهربار امام صادق(ع) دانسته می شوند!

پس خبر دروغ و خیانت در امانت ممنوع! و وعده لغو تحریمها با حفظ عزت و استفلال انقلاب اسلامی ایران، لازم و حتمی است.

والسلام

 


جمعه 94 فروردین 21 , ساعت 2:45 عصر

 

بنام خد و برای خدا

قبل از سخنان مقام معظم رهبری، آقایان ظریف، صالحی و عراقچی قول انتشار فکت شیت ایرانی را در مقابل فکت شیت آمریکائی داده بودند و با توجه به اینکه تیم مذاکره کننده ایرانی مثل توافقنامه قبلی ژنو نمی توانستند ادعای محرمانه بودن بیانیه لوزان را بنمایند، تأخیر در انتشار آن از سوی وزارت خارجه ایران، پذیرفتنی نیست زیرا طرف مقابل مطالبی را ادعا نموده که ضعف تیم مذاکره کننده ایرانی را در مذاکرات هسته ای می رساند.

سردرگمی وزارت خارجه در این موقعیت حساس، غیر قابل توجیه است. انتشار فکت شیت ایرانی به نوعی راستی آزمائی تیم مذاکره کننده در داخل کشور و در برابر منتقدین محسوب می گردد و هیچ دلیل قانع کننده ای برای عدم انتشار آن وجود ندارد، مگر فکت شیت آمریکائی ها حقیقت داشته باشد! بفق

پس از فرمایشات راهگشا و عبرت آموز امام خامنه ای در خصوص بیانیه سیاسی لوزان، که بخشی از آن خطاب به تیم مذاکره کنننده و دولت بود، معاون وزیر خارجه آقای عراقچی در گفتگوی خود با شبکه خبر در تاریخ 20 فروردین ماه گفتند: «فکت شیت چیزی است که آمریکایی‌ها منتشر کردند روایت آنها از توافقاتی است که در دوره اخیر مذاکرات به آن رسیدیم ... طبیعی است هر طرف قسمت‌هایی که مطلوبش است را برجسته‌تر بیان می‌کند ما هنوز توافق نداریم و تا رسیدن به توافق فاصله داریم. آنچه در لوزان به آن رسیدیم مجموعه‌ای از راه‌حل‌هاست که از الان به بعد باید روی کاغذ جزییات را بیاوریم.»

آقای عراقچی در خصوص انتشار فکت شیت ایرانی می گوید: «روایت خودمان که یک روایت واقعی است در صحبت‌های مفصل ظریف بیان شد، من نیز بیان کردم. فعلا بنای ارائه کردن مکتوب را نداریم.»

آقای عراقچی! وقتی شما، ظریف و صالحی در سیمای جمهوری اسلامی از پاسخ به برخی از سئوالات مهم طفره می روید! آیا مردم حق ندارند فکت شیت آمریکائیها را باور نمایند؟! آمریکا در فکت شیت خود جزئیات را که همان تعهدات ایران است، به دروغ یا راست! منتشر کرده است و رهبری هم فرمودند؛ این مذاکرات و تعهدات محرمانه نیست، پس شما هم فکت شیت ایرانی را بر اساس مطلوب خودتان و یا آنچه که در لوزان تعهد کرده اید، منتشر نمائید و اجازه ندهید اینقدر زبان دشمنان علیه خودتان و مردم ایران تند و بلند باشد.

ملت ایران بر اساس کارگزار دولت، قریب 21 ماه است که منتظر رفع تحریم و حل مشکلات اقتصادی کشور می باشند و اگر قرار است که تحریمها به صورت پلکانی و بر اساس راستی آزمائی ایران توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی لغو گردد، قبل از توافق جامع آن را به اطلاع مردم برسانید تا شرمنده ملت و رهبری نباشید! و انصافاً از سخنان مقام معظم رهبری برای فرار از مسئولیت به نفع خودتان، جهت عدم انتشار فکت شیت ایرانی، استفاده نکنید و در سال دولت و ملت، با مردم خود که پشتوانه اصلی نظام اسلامی هستند، همدل و هم زبان باشید. ضمناً اگر اتفاقی نیفتاده، که این چنین است، به جریان نفاق اطراف دولت اجازه ندهید، در روز نامه ها و مصاحبه ها، خود را پیروز میدان معرفی نمایند و موجب تمسخر ایران اسلامی نزد بیگانگان و دشمنان را فراهم نکنند!!!

والسلام 

 


پنج شنبه 94 فروردین 20 , ساعت 12:27 صبح

 

بنام خدا و برای خدا

بیش از 14 روز است که ملت مظلوم یمن در زیر آتش بمباران مثلث شوم عبری، عربی و غربی در حال سوختنند و دنیای توهش و سازمانهای بین المللی و حقوق بشری که در چنگال شیطان بزرگ قرار گرفته اند، چشم و لب خود را بر این همه جنایت بسته اند، اما چرا واکنشی در این رابطه صورت نمی گیرد؟! مگر مردم مظلوم یمن به کشور عربستان یا مکه و مدینه حمله ور شده اند که این چنین در معرض شدیدترین حملات شاهان عیاش عرب قرار گرفته اند؟! واقعاً موضوع چیست و چرا دنیای استکبار سگهای وحشی و زنجیره ای خود را به جان مردم بی پناه یمن، عراق و سوریه انداخته است؟! آیا خطری عظیم بنیان و موجودیت استکبار جهانی و تفاله های نتعفن او را مورد تهدید قرار داده است؟! به صورت مختصر با مدد گرفتن ار امام خمینی به این چند سئوال پاسخ می گویم.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، که موجب سْست شدن پایه های ابرقدرتهای جهانی گردید و در دفاع مقدس 8 ساله، خود را ناتوان در برابر فریاد هیهات منا الذله حسینیان زمان دیدند و قدرت مافوق انسانی را در دستان پاک سرشت شهداء بزرگ ما مشاهده کردند و در بیروت لبنان هیمنه استکباری آمریکا، فرانسه و رژیم اشغالگر قدس درجنگ سال 1361 فروریخت و صدام و حزب بعث عراق در برابر امام بزرگوارمان زانو زدند و تشعشع و زلزله انقلاب اسلامی را در کشورهای مختلف احساس کردند، به یکباره دنیای که خود را متمدن معرفی می کرد تاب و توان از دست داد و هر آنچه تزویر و نیرنگ بود برای به زانو درآوردن مرکزیت انقلاب اسلامی بکار برد و لیکن هر روز ناتوانتر از دیروز دیده می شد تا جائی که در مقابل ضعیف ترین زنجیره محور مقاومت، یعنی حزب الله لبنان و حماس و جهاد اسلامی در جنگهای 5 گانه قوی ترین ارتش خاورمیانه طعم شکست را چشید و تسلیم نیروی الهی گردید. hhg

 کاربران عزیز اگر با دقت به پیام حکیمانه امام راحلمان توجه فرمائید به عمق کینه و عداوت خائنان به حرم کعبه و مدینه که این روزها بزرگترین جنایات را در دنیای اسلام (عراق، سوریه، لبنان، نیجریه، پاکستان، و بحرین) مرتکب می شوند پی خواهید برد، آنجا که خمینی کبیر در سالگرد کشتار خونین مکه و قبول قطعنامه 598 فرمودند: « پیامبر اسلام دنبال مجد و عظمت پیروان خود بوده است که متأسفانه با سیاستهای غلط حاکمان دست نشانده به خاک مذلت نشسته‌اند. مگر مسلمانان جهان فاجعه قتل عام صدها عالم و هزاران زن و مرد فرقه‌های مسلمین را در طول حیات ننگین آل سعود و نیز جنایت قتل عام زائران خانه خدا را فراموش می‌کنند؟ مگر مسلمانان نمی‌بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانونهای فتنه و جاسوسی مبدل شده‌اند، که از یک طرف اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملّاهای کثیف درباری، اسلام مقدس نماهای بیشعور حوزه‌های علمی و دانشگاهی، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه‌ها، و در یک کلمه «اسلام امریکایی» را ترویج می‌کنند؛ و از طرف دیگر، سر بر آستان سرور خویش، امریکای جهانخوار، می‌گذارند.

مسلمانان نمی‌دانند این درد را به کجا ببرند که آل سعود و «خادم الحرمین» به اسرائیل اطمینان می‌دهد که ما اسلحه خودمان را علیه شما به کار نمی‌بریم! و برای اثبات حرف خود با ایران قطع رابطه می‌کنند. واقعاً چقدر باید رابطه سران کشورهای اسلامی با صهیونیستها گرم و صمیمی‌شود تا در کنفرانس سران کشورهای اسلامی مبارزه صوری و ظاهری هم با اسرائیل از دستور کار آنان و جلسات آنان خارج شود. اگر اینها یک جو غیرت و حمیت اسلامی و عربی داشتند، حاضر به یک چنین معامله کثیف سیاسی و خودفروشی و وطن فروشی نمی‌شدند.

آیا این حرکات برای جهان اسلام شرم‌آور نیست؟ و تماشاچی شدن گناه و جرم نمی‌باشد؟ آیا از مسلمانان کسی نیست تا بپاخیزد و اینهمه ننگ و عار را تحمل نکند؟ راستی ما باید بنشینیم تا سران کشورهای اسلامی احساسات یک میلیارد مسلمان را نادیده بگیرند و صحه بر آنهمه فجایع صهیونیستها بگذارند، و دوباره مصر و امثال آن را به صحنه بیاورند؟»

آری بت شکن زمان و شیطان شناس دوران به زیبائی تمام حکام شربخوار سعودی را شناخه بود و امروز رهروان آن امام عزیز در یمن، لبنان، عراق، ایران، بحرین و سوریه و حتی پاکستان و نیجریه و در اقصی نقاط جهان، توانسته اند عرصه را بر مزدوران اسرئیل این غده سرطانی تنگ نمایند و صحنه قتل و عام مردم یمن، سوریه و عراق و سکوت مرگبار نهادهای بین المللی در همین راستا قابل ارزیابی است.

والسلام

 


چهارشنبه 94 فروردین 19 , ساعت 7:20 عصر

بنام خدا و برای خدا

دولت یازدهم آنقدر در اوج تدبیر! قرار دارد که از زمان شروع به کار خود، اکثر پروژه های عمرانی دولت قبل را در زمان افتتاح به اسم خود و از تدبیر خود معرفی می کند و حتی اگر پروژه ریلی در کشور ، همه کارهای زیر ساخت و ریل گذاری آن انجام شده باشد و به خاطر تحریم، چند کیومتر از آن ریل گذاری نشده باشد، دولت اعتدال پس از واردات ریل آهن به کشور و در یک تدبیر مثال زدنی! زمان افتتاح پروژه را آنقدر به تأخیر می اندازد، تا بتواند آن را از اقدامات عمرانی خود منظور نماید و در زمان افتتاح آن پروژه آنقدر بی انصافی به خرج می دهند که اسمی از دولت سابق به میان نیاید و حتی وقتی مسکن مهر را مزخرف می دانند، اما حاضر نیستند از سرقت آن در زمان افتتاح چشم پوشی کنند!765

پاراگراف فوق برای آن نگاشته شد، که به ابعاد خبری یک سرقت مهم در بحث هسته ای پرداخته شود! که دولت اعتدال آن را، یک سره برای خود، پیروزی قلمداد نموده و شاهکار دیپلماسی خود با کدخدا (آمریکا) می داند! و آن صدور بیانیه سیاسی لوزان سوئیس است! اما وقتی دولت با انتقادات کارشناسان و محققان روبرو گردید، اعلام نمود که هیچ توافقی صورت نگرفته و تنها ذهنیت هایمان را برای نوشتن متن توافقنامه جامع هسته ای در سه ماه آینده بر روی کاغذ آورده ایم!

گذشته از تناقض گویی رئیس جمهور و اعضای تیم مذاکره کننده هسته ای، این روزها رئیس جمهور و حامیانش علی رغم اطلاع از اشکالات اساسی بیانیه سیاسی لوزان، فعالیت 5000 دستگاه سانتریفیوژ از نسل یک و پذیرش حق غنی سازی ایران را حاصل تدبیر و توانمندی گفتمان دولت خود دانسته و تمام تلاش دانشمندان و شهدای هسته ای و مذاکره کننندگان دولت قبل را نادیده انگاشته است و این در حالی است که وقتی دولت اعتدال بر کرسی قدرت نشست، اجازه افزایش یک دستگاه سانتریفیوژ را به دانشمندان هسته ای نداد و برخی از آنها را برای رضایت بیشتر کدخدا اخراج نمود!

اگر امروز قریب 25000 دستگاه سانتریفیوژ نصب شده و فعال در نطنز و فردو داریم، این دولت هیچ  نقشی در ساخت، نصب و راه اندازی آنها نداشته است! و لذا مصادره تلاش دیگران به نفع خود، سرقت سیاسی و سرمایه ملت محسوب می گردد، که تنها هنر دولت آقای روحانی همین است و بس!

اگر امروز این دولت توانسته است 5000 دستگاه سانتریفیوژ را فعال نگه دارد و بقیه سانتریفیوژها را با زیر ساخت آنها جمع آوری و تحت نظارت آژانس بین المللی قرار دهد! آیا جمع کردن حاصل تلاش دانشمندان هسته ای و استقامت تیم مذاکره کننده سابق را باید پیروزی دانست، یا ...؟!!!

آقای روحانی امروز توانسته است بیش از 5000 سانتریقیوژ را فعال نگه دارد ولیکن در سال 82 به خاطر محدودیت سانتریفیوژها، نتوانست یک سانتریفیوژ را برای کار آزمایشگاهی از دسترس آژانس دور نگه دارد و همه را پلمپ کرد !. پس موفقیت امروز حاصل  تلاش و مجاهدت فرزندان این ملت و شهدای گرانقدر هسته ای است و ساخت و گسترش تأسیسات و سانتریقیوژهای پیشرفته در سایه تدابیر ویژه مقام معظم رهبری و استقامت تیم مذاکره کننده سابق در برابر زیاده خواهی آمریکا بوده است، نه در تدبیر و دیپلماسی دولتی که تلاش دارد کدخدا (آمریکا) را از خود راضی نگه دارد!

پس؛ بیائید به مردم راست بگوئید که مجبور نشوید توسط کدخدا (آمریکا) و آژانس بین المللی انرژی اتمی (سازمانهای جاسوسی دشمن) مورد  راستی آزمائی قرار گیرید!!!!

والسلام

 


سه شنبه 94 فروردین 18 , ساعت 12:20 صبح

 

بنام خدا و برای خدا

یکی از سئوالات اساسی بیانیه سیاسی لوزان سوئس، چگونگی پذیرفته شدن حق غنی سازی در ایران از سوی آمریکا و همپیمانان غربی او است، کشورهایی که در سال 1382 با درخواست داشتن 3 دستگاه سانتریفیوژ ایران مخالفت نمودند و  به صراحت گفتند؛ شما صلاحیت این کار ندارید و لذا با مدیریت آقای روحانی و کمک دستیار ایشان که آقای ظریف بودند، در سال 82 تمام مراکز غنی سازی کشورمان را تعطیل و از سوی آژانس بین المللی انرژی اتمی پلمپ گردید! بیثق

اما چرا در این مقطع زمانی آنها بالاجبار پذیرفته اند که ایران در نطنز بیش از 5000 سانتریفیوژ خود را فعال و غنی سازی برای مصارف صنعتی را انجام دهد؟ و در فردو هم 1000 دستگاه سانتریفیوژ مستقر باشد؟! آیا پذیرفتن این تعداد سانتریفیوژ حاصل تلاش دولت اعتدال است؟ پاسخ منفی است. به طریق دیگری می شود این سئوال را مطرح کرد؛ آیا ما توانمند شده ایم و یا آمریکا و کشورهای غربی ناتوان گشته اند ؟! در پاسخ به این سئوال باید گفت؛ هر دو گزینه صحیح است.

حدود 12 سال پیش آقای روحانی که دبیر شورای عالی امنیت ملی را بعهده داشت، پرونده هسته ای ایران، برای اولین بار مطرح و آقای روحانی بعنوان مسئول هیئت ایرانی به همراه آقای ظریف و برخی دیگر از دوستانشان، با سه کشور اروپائی در سعدآباد به مذاکره نشستند و حاصل مذاکرات، تعطیلی کامل و صد در صدی تأسیسات هسته ای ایران تا سال 1384 بود!

آیا امروز همین افرادی که سال 82 نتوانستند اجازه داشتن 3 دستگاه سانتریفیوژ را از سه کشور اروپائی بگیرند، امروز با چه معیاری توانائی پیدا کرده اند که از کدخدا اجازه داشتن 5000 سانتریفیوژ را بگیرند؟! باید گفت و اقرار کرد که این احقاق حق حاصل تدبیر حکیمانه مقام معظم رهبری، در صحنه بودن مردم، ایثار و گذشت دانشمندان هسته ای بخصوص شهداء گرانقدر این صنعت و حوزه نفوذ گفتمان انقلابی ایران در منطقه و جهان است و الا این تیم هسته ای 10سال قبل هنر حفظ یک دستگاه سانتریفیوژ هم نداشت! پس قدرت را باید در جای دیگر جستجو کرد، نه از دستان چدنی و خون آشام کدخدا(آمریکا)، قدرت در دست شهید شهریاری بود که سوخت 20 درصد اورانیوم را بدون هیچ چشم داشت حقوقی، به ثمر رساند و جانش را در این مسیر تقدیم خداوند نمود.لی

قدرت در دستان شهیدان؛ احمدی روشن، رضائی نژاد و علی محمدی هاست، نه در دستان بی رمق و لرزانی که قدرت را از آمریکا طلب می نمایند و می گویند: "آمریکا کدخدای ده است و بستن با کدخدا راحت تر است!"

حکایت تدبیر و امید دولت آقای روحانی به آمریکا، اینگونه است؛ که معلمی در کلاس از اکبر سئوال کرد؛ "در آینده دوست داری چکاره شوی؟" اکبر گفت: "آقا، دوست دارم خیلی پولدار بشم و یک زن انتخاب کنم و براش بهترین منزل در تهران و لوکس ترین ویلا در شمال وشیک ترین لباس ها و جواهرات و گران ترین اتومبیل و بهترین امکانات زندگی را از هر لحاظ فراهم کنم ؟!

معلم گفت بنشین و از حسن پرسید، تو دوست داری چکاره شوی؟ حسن گفت؛ "آقا اجازه ؟ ما دوست داریم زن اکبر بشویم؟!"

والسلام

 


دوشنبه 94 فروردین 17 , ساعت 3:20 عصر

 

بنام خدا و برای خدا

آنچه این روزها در بازار گفتگوی مردم کوچه و بازار، دانشجو و استاد، بازاری و کارمند و کارگر، سیاسی و غیرسیاسی، باسواد و بی سواد، رئیس جمهور و وکیل مجلس و وزیر، صادر کننده و وارد کننده و همه و همه بحث شیرین لغو تحریم یا تعلیق تحریم، برچیدن هسته ای و یا فعالیت و عقب گرد هسته ای ایران است و بعضاً چشم بسته و ندانسته از توافقی که می گویند بر روی کاغذ نوشته نشده! حمایت و به جشن و پایکوبی می پردازند و لذا بر آن شدم که موضوع تفسیرهای مختلف را با آنچه که محتمل و نزدیک به واقعیت می باشد را مورد برسی قرار دهم.

همه مردم ایران، برگزاری جلسات پی در پی تیم مذاکره کننده ایرانی را با تیم مذاکره کننده آمریکائی دیده اند و می دانند، که توافق هسته ای ایران با 5+1 صحت ندارد، زیرا وقتی رئیس سازمان انرژی اتمی ایران به تیم مذاکره کننده پیوست، طرف مقابل ایشان وزیر انرژی آمریکا بود، نه کس دیگر! لذا دو طرف توافق هسته ای، آمریکا و ایران هستند و آمریکائیها سالها منتظر این فرصت طلائی بوده اند تا با ایران برای اهداف بلندتری بر سر میز مذاکره بنشینند، زیرا بر اساس استراتژی سازمان جاسوسی آمریکا، موفق ترین راهکار برای تغییر نظام ایران، بازگشائی و حضور مستقیم و قانونی سفارت آمریکا در کشور ایران است و بهانه پرونده هسته ای ایران، و نظر مثبت و چراغ سبز رئیس جمهورمان این مسیر را در آینده برای شیطان بزرگ مهیا می کند. آقای روحانی گفتند: «ما می‌خواهیم روابط خود را با کشورهایی که رابطه سرد داریم بهتر کنیم و حتی با کشورهایی که احیانا دارای تنش هستیم بدنبال رسیدن به پایان تنش و خصومت می باشیم.»

اگر بخواهیم موضوع پرونده هسته ای ایران را در مجامع بین المللی، مثل آژانس بین المللی انرژی اتمی یا شورای امنیت سازمان ملل حل و فصل نمائیم، آیا به رأی مثبت آمریکا نیاز نداریم؟ مگر آقای روحانی می خواهد تحریم آمریکا را لغو کند؟! لذا لغو قطعنامه های شورای امنیت، در دستان خالی و نیازمند آقای روحانی و ظریف، که عمداً آن را خالی و نیازمند نشان داده اند، نیست! و می شود نتیجه گرفت، آن کشوری که بر آژانس و شورای امنیت سیطره کامل دارد و زمینه تصویب قطعنامه های مختلف را علیه جمهوری اسلامی ایران فراهم نموده، آمریکا است، پس این فکت شیت آمریکا است که قطعنامه آتی شورای امنیت را شکل خواهد داد  ززز

در اینجا آمریکا، شیرین ترین پیام را از سخنان آقای روحانی دریافت کرد و این پیام را بهترین راهکار فشار بر ایران می داند. لذا آمریکا برای حل مشکل هسته ای ایران بر اساس فکت شیت خود عمل خواهد کرد، چون رئیس جمهورمان گفته اند که با کدخدا می خواهد ببندد و برای حل مشکلات اقتصادی کشور به صراحت می گوید: «چرخش سانتریفیوژها زمانی برای ما ارزشمند است که چرخ اقتصاد هم در کنار آن در چرخش باشد.»

حالا خود قضاوت نمائید که فکت شیت آمریکا محلی از اعراب دارد، یا خیر؟! و از آقای ظریف هم باید پرسید؛ اگر توافقی صورت نگرفته و بیانیه سیاسی لوزان الزام آور نیست، پس چرا مردم و جوانان را به خیابانها دعوت کردید؟! اگر توافقی صورت نگرفته، پس چرا اجازه دادید عکستان را در کنار مصدق به چاپ برسانند و در خیابانها بر روی دست بگیرند؟! کیست که نداند عکسهای که از قبل به چاپ رسیده و در سراسر کشور توزیع شده بود! و در دستان دختران و پسران دیده می شد، بدون هماهنگی قبلی بوده است؟! آیا این مصدق، همان فردی نیست که زمینه کودتای 28 مرداد 32 آمریکا را در ایران فراهم و کشور را به دامان آمریکا سپرد؟!

والسلام  

 


یکشنبه 94 فروردین 16 , ساعت 1:15 صبح

 

بنام خدا و برای خدا

غف

کارشناسان حوزه روانشناسی بر این عقیده اند که سخنان آقای حسن روحانی پس از صدور بیانیه سیاسی هسته ای، از روی ترس و از جایگاه یک فرد متهم بود و بخشی از حرفهای ایشان، در پاسخ به سخنان تند آقای اوباما بود، که از روی ضعف و  برای راضی کردن مسئول بالا دست خود مطرح می گردید و به همین خاطر اکثر ملت ایران که استقلال کشورمان برایشان، مهم است، سخنان آقای رئیس جمهور را، دارای تناقض آشکار و قانع کننده ندانستند و معتقدند آقای روحانی برای حل مشکلات اقتصادی(انتخاباتی)، نه تنها سانتریفیوژها را از کار می اندازد، بلکه آمادگی دارد که مسئله برد موشکهای دور برد را، که اقتدار نظامی کشور است، به مذاکرات هسته ای گره بزند!

آقای روحانی در بخشی از سخنان خود، تلاش نمود که به کدخدا(آمریکا) بفهماند که چرخیدن سانتریفیوژ برایش اهمیتی ندارد و تنها فرقش با سرهنگ قذافی لیبی این است که فعلاً شرایط برای بارگیری و ارسال تجهیزات هسته ای به آمریکا کاملاً مهیا نمی باشد و رئیس جمهور در این رابطه گفتند: «یکی از وعده‌های دولت به مردم این بود که سانتریفیوژ بچرخد اما زندگی مردم هم بچرخد، چرخش سانتریفیوژها زمانی برای ما ارزشمند است که چرخ اقتصاد هم در کنار آن در چرخش باشد.»  رط

آقای رئیس جمهور هچنین گفت: «آنها تحریم کردند تا ما تسلیم شویم اما وقتی دیدند تسلیم امکان‌ناپذیر است و در برابر یک ملت متحد، منسجم و شجاع قرار گرفتند، آن وقت گفتند که تحریم برای مذاکره بوده است؛ ما که قبل از تحریم هم با دنیا مذاکره می‌کردیم در حین تحریم‌ هم با دنیا مذاکره می‌کردیم.» البته آقای روحانی حرف درستی زده است ملت ایران همچون امام راحل خود ثابت کرده اند که "آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند" اما اگر شاه حسین ها بر سر کار باشند، نه تنها کلید اصفهان را، بلکه کلید ایران را به کدخدا(آمریکا) تقدیم خواهند کرد!

پس از اینکه اوباما گفت: «اگر ایران تخطی کند تحریم ها باز خواهد گشت ... این توافق بر پایه اعتماد نبوده و بر پایه راستی آزمایی است ... همیشه این احتمال وجود دارد که ایران تقلب کند.» آقای روحانی در جایگاه متهم و در پاسخ اوباما می گوید: «ما در مذاکرات هسته‌ای هر آنچه به دنیا گفتیم، وعده دادیم و یا وعده خواهیم داد پای قول خودمان ایستاده‌‌ایم دنیا بداند ما اهل فریب و دورویی نستیم و اگر وعده‌ای دادیم به آن وعده عمل خواهیم کرد ... مذاکرات هسته‌ای برای تعامل سازنده با جهان است، بحث ما فقط هسته‌ای نیست.» چرا آقای روحانی آمریکا را معادل دنیا می داند؟!

به نظرتان، رئیس جمهور با گفتن این سخنان چه اهدافی را دنبال می نماید؟!

می گویند؛ معلمی از شاگرداش پرسید: "اقدامات و تدابیر حاج حسن روحانی در دوران 20 ماه ریاست جمهوریش چه بود؟"

دانش آموز در پاسخ گفت: هیچی، تا الان فقط چند توافقنامه هسته ای به نفع آمریکا و برای متوقف کردن جهاد شهدای هسته ای کشورمان داشته است!!!!!

والسلام     

 


شنبه 94 فروردین 15 , ساعت 3:28 عصر

بنام خدا و برای خداببب

هنگامی که در سال 93 بازیهای جام جهانی فوتبال شروع شد، دولت اعتدال برای باخت تیم ملی فوتبال کشورمان در مقابل تیمهای رقیب جایزه ای را مشخص کرده بود و پس از آنکه تیم ملی فوتبال کشورمان در گروه خود، مقام چهارم را بدست آورد، به یکباره دولت با استفاده از هیجانات بازی فوتبال، با تدبیر مثال زدنی خود! زمینه برگزاری جشن باخت تیم ملی فوتبال ایران را برای اولین بار در جهان کلید زد! در آن مطع زمانی، وبلاگ وزنه سیاسی بر اساس رسالت خود، به تحلیل آن واقعه و علت برگزاری جشن باخت تیم ملی فوتبال پرداخت و نوشت، که برگزاری جشن باخت از سوی دولت اعتدال، زمینه برگزاری جشن باخت در مذاکرات هسته ای خواهد بود و با کمال تأسف دولت، عده ای محدودی از جوانان را، برای حمایت از توافقی که هیچ سودی برای مردم و کشور ندارد به خیابانها کشاند و اکثر کسانی که در مراسم جشن و پایکوبی حضور پیدا کرده بودند، از محتوای توافق صورت گرفته اطلاعی نداشتند و حتی اخبار چگونگی توافق و دادن امتیازهای فراوان را از صدا و سیمای جمهوری اسلامی نشنیده و مشاهده نکرده بودند.

دولت با عوام فریبی و پیام رسانی ناقص، احساسات و هیجانات جوانان، را به بازی گرفته است و این عمل، زمینه خیانت و طمع ورزی دشمنان را فراهم می کند، چرا که آمریکائیها با دولت سابق، آماده توافق به شرط پلمپ تعدادی از سانتریفیوژهای ایران بودند ولیکن با بی تدبیری دولت آقای روحانی، آمریکائیها، در توفق لوزان موفق شدند زمینه برچیدن بخش قابل توجهی از سانتریفیوژهای فعال در نطنز و فوردو را فراهم نمایند! و برچیده شدن سانتریفیوژهای هسته ای ایران، آرزوئی محالی بود که رژیم صهیونیستی و سازمانهای اطلاعاتی مخالف نظام اسلامی دنبال می کردند و این بزرگترین خیانت به کشور محسوب خواهد شد.ثص

بر خلاف نظر آقای روحانی که گفتند که این روز یک روز به یاد ماندنی است! باید گفت؛ در این روز ابهت و عزت ایران اسلامی برای لقمه نانی که فعلا کدخدا وعده آن را داده است، ذبح شد. لذا مرتکبان این بی تدبیری و تحقیر، در مقابل خون گرانقدر شهداء هسته ای و ملت سرفراز ایران عزیز مسئول خواهند بود، هر چند ممکن است، جند روز از احساسات پاک عده ای از جوانان و مردم، برای اهداف گروهی خود بهره برداری نمایند و فردا که ناتوانی آنان در حل مشکلات اقتصادی کشور به اثبات رسید، آن زمان است که مردم به عمق خیانت دولت به کشور پی می برند!

آقای عراقچی عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان در خصوص توافق به عمل آمده می گوید: «ما هنوز هیچ توافقی در عمل نداریم. مجموعه‌ای از راه‌حل‌ها داریم که در طول مذاکره در ذهن‌های ما به وجود آمده و بعد روی کاغذ آمده و به صورت پیش نویس روی آن کار می‌کنیم ... ما نه الان چیزی به نام پیش توافق داریم و نه متن مکتوب تفاهم داریم. چیزی به نام چارچوب و کلیات نداریم، ما مجموعه‌‌ای از راه‌حل‌ها داریم که هیچ توافقی به دست نیامده ولی راه‌حل به دست آمده است.»

راستی اگر توافق نشده، پس بر اساس چه معیاری از احساسات پاک جوانان سؤاستفاده می شود و چه هدف پلیدی در ورای دعوت از جوانان برای حضور غیر قانونی در خیابانها وجود دارد؟! آیا راست می گویند؟!!!!!!

 


شنبه 94 فروردین 15 , ساعت 1:5 صبح

بنام خدا و برای خدا

وقتی رئیس جمهور آمریکا بلافاصله بعد از صدور بیانیه سیاسی هسته ای الزام آور سخن گفت و حجم بالائی از تعهدات قرون وسطائی را که حاکی از تعطیلی کامل چرخه صنعتی سوخت هسته ای ایران می باشد را، بر زبان آورد، انتظار داشتیم که رئیس جمهور کشورمان هم نتیجه بازی بْرد-بْرد خود را به اطلاع مردم برساند و این انتظار پس از تهیه متن سخنرانی آقای روحانی با گذشت 19 ساعت به سر رسید و حاج حسن روحانی در صفحه تلوزیون حاضر شد و روز صدور بیانیه سیاسی هسته ای را برای خود و دوستانش یک روز به یاد ماندنی دانست! و احتمالاً در تقویم و کتاب دوم خاطرات هسته ای خود به چاپ می رساند!بلیب

اما لحن ملایم و کدخدا پسند آقای روحانی با آقای اوباما بسیار متفاوت بود! رئیس جمهور آمریکا همه تعهدات فراقانونی که ایران ملزم به انجام آنها شده است را، منهای سهم آقای جان کری، بر زبان جاری کرد و همگان دانستند، که پس از این بیانیه از تأسیسات هسته ای ایران، تنها کاریکاتور بدقواره ای بیشتر نخواهد ماند! اما در سخنان آقای روحانی که همراه با نشان دادن چراغ سبز به کدخدا(آمریکا) بود، خبری از تعهدات طرفهای مقابل دیده نمی شد و اگر اوباما سخن نمی راند هیچ جائی برای حضور و سخن گفتن آقای روحانی نبود!

به بخشی از لحن تحکمی آقای اوباما توجه کنید و سپس سخنان ملایم آقای روحانی را از نظر بگذرانید و خود قضاوت فرمائید.

اوباما گفت: «ایران دیگر در تاسیسات فردو برای 10 سال آینده اورانیوم غنی سازی نخواهد کرد و بخش عمده ای از اورانیوم ایران خنثی خواهد شد ... اگر ایران تقلب کند جهان خواهد فهمید و اگر به چیزی شک کنیم از آن بازرسی خواهیم کرد و با این توافق ایران بیش از هر کشور دیگری بازرسی خواهد شد ... ایران در ازای اقداماتش، جامعه جهانی قبول کرده که برخی از تحریم ها را علیه ایران حذف کند و این مرحله به مرحله خواهد بود ... اگر ایران تخطی کند تحریم ها باز خواهد گشت ... تحریم های دیگر از جمله حمایت از تروریسم و موشک های بالستیک و حقوق بشر همچنان باقی خواهند ماند ... این توافق بر پایه اعتماد نبوده و بر پایه راستی آزمایی است ... همیشه این احتمال وجود دارد که ایران تقلب کند اما این توافق امکان فهمیدن تقلب ایران را بسیار خواهد کرد.»زرذ

به سخنان آقای روحانی هم توجه کنید که بیشتر تلاش می نماید پاسخ اوباما را بدهد، تا به باخت کمر شکن هسته ای بپردازد!

جناب آقای روحانی می گوید: « دنیا صفحه جدیدی از روابط با ایران را تجربه خواهد کرد ... تعهدات ایران متوازن و مشروط به تعهدات طرف مقابل است ... همه باید به دنبال برد – برد و احترام متقابل و منافع مشترک و دستیابی به اهداف مشترک باشیم. مذاکرات هسته ای گام اول برای رسیدن بر بام تعامل سازنده با جهان است زیرا در دنیای امروز پیشرفت، توسعه، ثبات و امنیت در منطقه و جهان بدون همکاری و هماهنگی امکان پذیر نیست ... ما می‌خواهیم روابط خود را با کشورهایی که رابطه سرد داریم بهتر کنیم و حتی با کشورهایی که احیانا دارای تنش هستیم بدنبال رسیدن به پایان تنش و خصومت می باشیم ... ما در مذاکرات هسته‌ای به هر آنچه گفته و وعده داده‌ایم، پایبند خواهیم بود و به قول خود وفادار هستیم و دنیا بداند، ما اهل فریب و دورویی نیستیم.»

از حاج حسن آقای روحانی باید پرسید؛ آیا شیطان بزرگ هم اهل خدعه و نیرنگ نیست؟!!!!!!!!!!!!!

قضاوت در این خصوص را به کاربران فضای مجازی می سپارم.

والسلام

 


<      1   2   3   4   5      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ